الشيخ المنتظري

374

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« فكأن قد علقتكم مخالب المنيّة » ، « علقت » از مادّه « علوق » به معناى فرو بردن است ، « مخالب » جمع « مخلب » به معناى چنگال است . « منيّة » به معناى مرگ است . حضرت امير ( عليه السلام ) در اين جمله مرگ را به يك حيوان درنده تشبيه فرموده كه پنجه هاى خود را در انسان فرو برده است . فرموده است : مثل اين است كه مرگ چنگالهاى خود را در شما فرو برده باشد ، كنايه از اين است كه شما گرفتار مرگ هستيد . « و انقطعت منكم علائق الامنيّة » شما آرزوهاى فراوانى داريد و به زر و زيور دنيا علاقه داريد ، ولى مرگ همه اين علاقه ها و آرزوهاى شما را منقطع مىكند . « و دهمتكم مفظعات الامور » ، « مفظعات » جمع « مفظعة » به معناى شدايد و سختى هايى است كه خيلى شنيع و زشت هستند . « مفظعات الامور » از باب اضافه صفت به موصوف است ; يعنى امورى كه خيلى سخت و زشت است . جمله بر « قد علقتكم » عطف شده و اصل آن به اين صورت است : « فكأن قد دهمتكم مفظعات الامور » و مثل اين كه شدايد و سختى هاى زشت شما را فرا گرفته است . « و السّياقة الى الورد المورود » ، « سياقة » از مادّه « سوق » به معناى راندن است ، « ورد » به معناى جايگاه ورود است ، « مورود » يعنى محل وارد شدن . جمله عطف است بر « مفظعات » ، يعنى و مثل اين كه شما به طرف مرگ رانده شده ايد . « وَكُلُّ نَفْس مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ; سَائِقٌ يَسُوقُهَا اِلَى مَحْشَرِهَا ، وَشَاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْهَا بِعَمَلِهَا » ( و با هر كسى يك راننده و يك گواهى دهنده است ; راننده اى كه او را به صف محشر سوق مىدهد ، و گواهى دهنده اى كه به كردار او گواهى مىدهد . ) جمله « و كلّ نفس معها سائق و شهيد » اقتباس از آيه قرآن ( 1 ) است . هر كسى دو

--> 1 - سوره ق ، آيه 21